من خیلی وقت است که
مـــــُـــــــــــــــــــــرده ام
گاهی دیوانگیم گُل می کند ،
می خواهم بروم دور
خیلی دور ...
یک جایی که خودم را فراموش کنم .
فراموش شوم ،
گم شوم ،
نابود شوم .
می خواهم از خود بگریزم ،
بروم خیلی دور .
تا زنده ای
سراغت را می گیرند و حالت را می پرسند.
وقتی بمیری ،
دیگر کسی سراغت را نمی گیرد.
شاید هم وقتی کسی سراغت را نگیرد ،
یعنی
مرده ای ،
نیستی ،
وجود نداری .

گاهی آدم دلش می خواهد
کفش هایش را در بیاورد
یواشکی
نوک پا نوک پا از خودش دور شود
بعد بزند به چاک
موضوع مطلب : سارا . حمید . عشق . تنهایی . از دست رفته