همین امشب از غصه ها میمیرم
انتقام خودمو از دو تامون میگیرم
دیگه از دست توام کاری بر نمیاد
بـــــــایــــد آروم بگیـــــــــرم ......
مثـــل نـــور یه شهاب کــوچیک
رد میشــــم از تـــو چـــــشات
بــاز دوبــاره میافتم از چــشات
بیــــــــــــــصدا میمیـــــــرم .....
به خوابت نمیام کابوست نمیشـم
تو شبای سیاه فانوســت نمیشم
دیگه از دست توام کاری بـر نمیاد
بــــــــایــــــــد آروم بگیـــــــــــرم ...

همین امشب می میرم
همین امشب از غصه ها می میرم
هیچ کس نمی تونه جلومو بگیره
نه تو می تونی نه ستاره ها
مثل یه تیکه سنگ از کوه چشمات می افتم
حتی چشمات هم نمی تونه جلومو بگیره
توی کابوس ات بزرگ تر می شم بزرگ و بزرگتر
حتی کابوست هم نمی تونه جلومو بگیره
برات نامه می نویسم . برات شعر می گم
توی شعرم "تو" می شم
همین امشب به خاطر "تو" می میرم
ولی حتی "تو" هم نمی تونی جلومو بگیری
همین امشب از غصه ها می میرم
هیچ کس نمی تونه جلومو بگیره